سفارش تبلیغ
صبا ویژن
کافه بی خوابی
درباره وبلاگ


من نه عاشق هستم ونه محتاج نگاهی که بلغزد بر من من خودم هستم و تنهایی یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد من خودم هستم و یک دنیا ذکر که درونم لبریز شده از شعر حقیقت جویی من خودم هستم و هم زیبایم من خودم هستم و پا بر جایم من دلم می خواهد ساعتی غرق درونم باشم عاری از عاطفه ها تهی از موج سراب دورتر از رفقا خالی از هرچه فِراق من نه عاشق هستم نه حزین ِ غم ِ تنهایی ها من نه عاشق هستم ونه محتاج نوازش یا مهر من دلم تنگ خودم گشته و بس مَنِشینید کنارم پیِ دلجویی و خوش گفتاری که دلم از سخنان غم و شادی پر شد من نه عاشق هستم ونه محتاج ِ عشق من خودم هستم و مِی با دلم هستم و هم سازیِ نِی مستی ام را نپرانید به یک جمله

لوگو
من نه عاشق هستم 
ونه محتاج نگاهی که بلغزد بر من
 من خودم هستم و تنهایی یک حس غریب 
که به صد عشق و هوس می ارزد
 من خودم هستم و یک دنیا ذکر
که درونم لبریز شده از شعر حقیقت جویی 
من خودم هستم و هم زیبایم 
من خودم هستم و پا بر جایم
 من دلم می خواهد ساعتی غرق درونم باشم 
عاری از عاطفه ها
 تهی از موج سراب
 دورتر از رفقا 
خالی از هرچه فِراق 
من نه عاشق هستم نه حزین ِ غم ِ تنهایی ها 
من نه عاشق هستم ونه محتاج نوازش یا مهر
 من دلم تنگ خودم گشته و بس 
مَنِشینید کنارم پیِ دلجویی و خوش گفتاری
 که دلم از سخنان غم و شادی پر شد
 من نه عاشق هستم ونه محتاج
 ِ عشق من خودم هستم و مِی با دلم هستم و هم سازیِ نِی
 مستی ام را نپرانید به یک جمله



آمار وبلاگ
بازدید امروز: 20
بازدید دیروز: 15
کل بازدیدها: 23412






 
سه شنبه 91 تیر 20 :: 1:6 عصر :: نویسنده : عطیه

 

ای قسمت من از قسم والقلم و نون !

دوشیزه دیوانه من! جوجه مجنون !

 

ای هرم نگاهت سبب گرمی بندر !

شیرین پریشان من ای قند قلندر !

 

ای آخرت و حال من ای آخر اول !

سیب ازلی پیش تنت میوه تنبل !

 

ای یک شبه دیوانه شدن از برکاتت !

دیوان غزل حاصل حمد حرکاتت !

 

زنجیر شما بر من بی دین همه نعمت !

« زن_ جیره» ! دلخواه من از این همه نعمت !

 

ای خاتمه برتری کوه بر انسان !

پایان خوش سلطه اندوه بر انسان !

 

ای مهر تو چون مادر و قهر تو چو کودک !

تا بوده ندیده است کسی مثل تو کودک !

 

ای ماهی قرمز تو کی از آب پریدی ؟
رویای مرا دیدی و از خواب پریدی ! ؟

 

بادی ! ؟ که از این راه پر از خاک گذشتی ؟

یا آب ؟ که از این همه گل پاک گذشتی ؟

 

چون خنده ای آهسته به لبهام نشستی !

بی داشتن دانه در این دام نشستی !

 


زنجیر مرا از کف تقدیر گرفتی

مستی به من آموخته تخدیر ، گرفتی !

 

دیدم که نگاهت غم در این نشاط است !

گیسوی تو مجموعه ی پلهای صراط است !

 

تا دست به دستت زدم از برق پریدم

خورشید تو را دیدم و تا شرق پریدم !

 

دیدم عرق شرم دو تا سیب رسانده !

آتش به گلستان تو اسیب رسانده !

 

آنگونه که آدم هوسش را ز زن آموخت

چشم تو به من شیوه شیطان شدن آموخت !

 

«شمسم» شدی و «مولویم» کردی و رفتی !

با چند غزل «منزوی» ام کردی و رفتی !

 

چشمان تو درویش شد و شور به من داد

در پنجه ام آتش زد و تنبور به من داد !

 

ناگاه به هم ریخت فعول و فعلاتم !

من مشتعلٌ مشتعلٌ مشتعلاتم !

 

سوگند به خالت که نه « هندی» نه «عراقی» است

مستی سیهم چشم سیاه تو چو ساقی است !

 

هیچ آیینه در حسن تو تاثیر ندارد

یک بیت نیازی به دو تفسیر ندارد !

 

 

 

این بار من از راه پر از خاک گذشتم

چون چشمه ای از این همه گل پاک گذشتم !

 

پا پرسه زد و ساقه ی باریکترم کرد !

هر سو که دویدم به تو نزدیکترم کرد !

 

ای کعبه قایم شده ! پنهان شده « ماه» ها !

در جستجویت گیج شده «قبله نما» ها !

 

آموخته بود عشق به من گم نشدن را

آلوده حرف کف مردم نشدن را !

 

با هدیه ناچیز به پای تو رسیدم

از «سر» که گذشتم به «سرا» ی تو رسیدم !

 

مخمور نو آموخته را مست خودت کن

انگشتر خود ساخته را دست خودت کن !

 

یاری کن از این خاک به پرواز در آیم

چون چلچله ای پاک به پرواز درآیم !

 

چون چلچله بر روی چنارت بنشینم !

با «اشهد ان» «دل» به منارت بنشینم !

 

با هلهله احرام ببندم به «صفا» یت

بشتاب به معشوق بخوانم به هوایت !

 

در حال دویدن به طواف تو بمیرم

سیمرغ شوم در دل قاف تو بمیرم !

 

شعر:غلامرضاطریقی

متن خوانده شده با صدای بهنام تشکر دربرنامه تلویزیونی رادیو هفت

(کلیپ شعرخوانی موجود است)

 

برگرفته از وبلاگ:

http://mahnoosh-shams.blogfa.com





موضوع مطلب :
دوشنبه 91 تیر 19 :: 2:1 عصر :: نویسنده : عطیه

من و تو همسایه خدا بودیم
ما به دنیا آمدیم و همه چیز تمام شد
ما دیگر نه همسایه هم بودیم و نه همسایه خدا.
ما گم شدیم و خدا را گم کردیم ...
یادت میاد جمله آخر خدا رو؟
از قلب کوچک تو تا من یک راه مستقیم است.
اگه گم شدی از این راه بیا
بلند شو . از دلامون شروع کنیم...
تا خدا راه زیادی نیست...




موضوع مطلب :
پنج شنبه 91 تیر 15 :: 8:19 عصر :: نویسنده : عطیه

و امروز آغاز فصل دیگری از بهار زندگییم است


و چه حس عجیب و زیبایی است
 
که سالروزشکفتنت مصادف شود با سالروز میلاد حاضرترین غایب جهان

 و این را به فال نیک میگیریم

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

آقا بیا به خاطر باران ظهور کن

ما را از این  هوای سراسیمه دور کن



نیمه شعبان سرود زندگی است / نیمه شعبان فرار از بردگی است

نیمه شعبان سلامی از خــــدا / بر همه افراد شهر بنــدگی است . . .






هر روزی که می گذرد، یک روز به ظهور امام زمان نزدیک تر می شویم

اما به خود امام زمان چطور . . . ؟

.

.

 

 

 

پ.ن:


به انتظار تو نشستن اشتباه ماست،به انتظار تو باید ایستاد.....

 

 




موضوع مطلب :
یکشنبه 91 تیر 11 :: 7:47 عصر :: نویسنده : عطیه

ماه من ، غصه چرا ؟!
 آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز
 مثل آن روز نخست
 گرم وآبی و پر از مهر ، به ما می خندد !
 یا زمینی را که، دلش ازسردی شب های خزان
 نه شکست و نه گرفت !
 بلکه از عاطفه لبریز شد و
 نفسی از سر امید کشید
 ودر آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید
 زیر پاهامان ریخت ،
 تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست !
 ماه من غصه چرا !؟!
 تو مرا داری و من
 هر شب و روز ،
 آرزویم ، همه خوشبختی توست !
 ماه من ! دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن
 کارآن هایی نیست ، که خدا را دارند …
 ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزی، مثل باران بارید
 یا دل شیشه ای ات ، از لب پنجره عشق ، زمین خورد و شکست،
 با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن
 وبگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست !
 او همانی است که در تار ترین لحظه شب، راه نورانی امید
 نشانم می داد …
 او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد ، همه زندگی ام ،
 غرق شادی باشد ….
 ماه من !
 غصه اگر هست ! بگو تا باشد !
 معنی خوشبختی ،
 بودن اندوه است …!
 این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور
 چه بخواهی و چه نه ! میوه یک باغند
 همه را با هم و با عشق بچین …
 ولی از یاد مبر،
 پشت هرکوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا
 و در آن باز کسی می خواند ،
 که خدا هست ، خدا هست
 و چرا غصه ؟ چرا !؟!




موضوع مطلب : ماه من،خدا،غصه چرا،لب پنجره عشق
یکشنبه 91 تیر 11 :: 10:59 صبح :: نویسنده : عطیه

جوو روزت قدر جوونیتو بدون یادت باشه هیچ وقت برنمیگرده پس همیشه دو دستی بچسبش

 

     روزت مبارک

 

 


 

 





موضوع مطلب : روز جوون،قدر جوونی
<   <<   6   7   >